![]() |
![]() |
|
| و خداوند عشق را آفرید |
|
ديوانه ات گشتم ? تو عاشق نبودي خيلي دير فهميده بودم. چشم هايت پي ديگري بود ومن اين را نفهميده بودم. درتمام لحظه هايم هيچ کس تنهائيم را حس نکرد آسمان غم گرفت هيچ کس برکه طوفاني ام را حس نکرد. آنکه سامان غزلهايم از اوست بي سرو سامانيم را حس نکرد...
خنده آدم ها هميشه از دلخوشي نيست . گاهي شکستن دلي کمتر از آدم كشي نيست . گاهي دل اينقدر تنگ ميشه که گريه هم کم ميياره . يک حرف ساده هم گاهي چقدر غم مياره... يک بچه همواره مي تواند سه چيز به يک آدم بزرگ بياموزد : 1 - شاد بودن بدون دليل 2- دائم به کاري مشغول بودن 3- تقاضا کردن آنچه با تمام وجود مي خواهد... شايد زندگي آن جشني نباشد كه آرزويش را داشتيم اما حالا كه نا خواسته به آن دعوت شده ايم بهتر است تا مي توانيم برقصيم. (چارلي چاپلين) بازي روزگار را مي فهمم !!! من تو را دوست دارم ... تو ديگري را ... و ديگري مرا ... و همه ي ما تنهاييم! |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم فروردین 1386ساعت 11:16 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|