تبليغاتX
کوچه’عشق - عشق و غرور...
و خداوند عشق را آفرید
آموخته ام كه : تنها كسي كه در زندگي مرا شاد مي كند كسي است كه به من مي گويد تو مرا شاد كردي . آموخته ام كه : كه گاهي تمام چيزي كه يك نفر مي خواهد تنها دستي است ، براي گرفتن دست او و قلبي است براي درك كردن وي . آموخته ام كه : كه تنها اتفاقات كوچك روزانه است كه زندگي را دوست داشتني ومعني دار ميكند . آموخته ام كه : كه زندگي سخت ودشوار است، اما من از آن سخت ترم . آموخته ام كه : كه لبخند ارزانترين چيزي است كه مي توان با آن نگاه را وسعت داد.

اعمال ما هميشه رساتر از کلماتند.مثلا تبسم شما به طرف مقابلتان مي گويد:من دوستت دارم ،تو مرا خوشحال مي کني ،از ملاقاتت خوشحالم. لبخند بدون آن که دهنده اش را فقيرکند،گيرنده اش راثروتمند مي کند.هيچ کس آن قدرغني نيست که نيازي به تبسم نداشته باشدوهيچ کس آنقدر فقير نيست که از عهده بخشش يک تبسم بر نيايد.لبخند ،خستگي را برطرف وافرادمايوس را اميدوار مي کند...

عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست صدقه است. ****** حقيقت نه با شنا کردن بلکه با غرق شدن کشف مي شود شنا کردن حادثه ايست که در سطح اتفاق مي افتد غرق شدن تو را به اعماق بي انتها مي برد ***** اگر نميتواني بالا بري پس سيب باش تا با افتادنت انديشه اي بالا رود...

نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني . ــ نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ــ ماه گفت : چرا ؟ ــ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم...

عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري ... دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري ... من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم ... شرم دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام...

من دریافته ام که انسانی هر اندازه که مصمم به خوشبخت زیستن باشد همان اندازه خوشبخت و سعادتمند زندگی خواهد کرد.(ابراهام )

یک ذره زحد خویش بیرون نشود خودبینان را معرفت افزون نشود آن فقر که مصطفی بر آن فخر آورد آنجا نرسی تا جگرت خون نشود...

در عشق تو گاه بت پرستم گویند گه رند و خراباتی و مستم گویند اینها همه از بهر شکستم گویند من شاد به اینکه هر چه هستم گویند...

تا نگذری از جمع به فردی نرسی تا نگذری از خویش به مردی نرسی تا در ره دوست بی سر و پا نشوی بی درد بمانی و به دردی نرسی...  

مرگ از زندگي پرسيد چرا من تلخم و تو شيريني؟ زندگي در جواب گفت : چون من دروغم و توحقيقت...

همه ميگند برای رسيدن به عشق بايد از تمام دنيا بگذری ولی تو که دنيای منی چه جوری ازت بگذرم..

عاشقت هستم اگر چه هدفي بيهوده ست دوستت دارم اگر چه سخنه تکراري است...

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 10:54  توسط نگار |