تبليغاتX
کوچه’عشق - سیب...
و خداوند عشق را آفرید
دخترها مثل سيب هاي روي درخت هستند. بهترين هايشان در بالاترين نقطه درخت قرار دارند. پسرها نمي خواهند به بهترين ها برسند چون مي ترسند سقوط کنند و زخمي بشوند، بنابراين به سيب هاي پوسيده روي زمين که خوب نيستند اما به دست آوردنشان آسان است، اکتفا مي کنند. سيب هاي بالاي درخت فکر مي کنند مشکل ازآنهاست درحالي که آنها فوق العاده اند. آنها فقط بايد منتظر آمدن پسري بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بيايد

دوستت می دارم زیرا كه ناگزیرم از دوست داشتن ات ، دوستت می دارم زیرا كه جز این نتوانم ، دوستت می دارم به حكم تقدیر آسمانی ، دوستت می دارم در مداری جادویی . دوستت می دارم چون سرخگلی كه بوته اش را دوستت می دارم چون خورشید كه پرتوش را . دوستت می دارم زیرا كه تویی نسیم حیاتم دوستت می دارم زیرا كه هستی ام در گرو دوست داشتن توست...

شب را دوست دارم بخاطر تاريکی.... تاريکی را دوست دارم بخاطر تنهايی... تنهايی را دوست دارم بخاطر فکر کردن ... فکر کردن را دوست دارم بخاطر تو... تو را دوست دارم بخاطر چشمانت... چشمانت را دوست دارم بخاطر قطرات اشکی که ميدانم بر سر مزارم خواهی ريخت...

يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد....

 پروردگارابه من بياموز دوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند ..عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند...بگريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند...به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند... محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند...

 هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر باشد به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم زيرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم...

زندگی واسه ما آدما مثل دفتر ۲۰۰ برگه اولش خوش خط مینویسی و دوست داری به اخرش برسی وسطاش خسته میشی بد خط مینویسی و هی برگه حروم میکنی اما اخرش که رسید جا کم میاری حسرت میخوری که چرا برگه هاشو حروم کردی...

موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم...

خدايا:تو غایت آرزوی عارفانی و مشتاقانی ،یادآور زبان مدّاحانی ،چونت نخوانم که نیوشنده آواز را عیانی ،چونت نستایم که شاد کننده دل بندگانی ،چونت ندانم که زین جهانی،چونت دوست ندارم که عیش جانی.

چارلي چاپلين: در دنيا جاي كافي براي همه هست پس بجاي اينكه جاي كسي را بگيري سعي كن جاي خودت را پيدا كني...

جمله سنگينيه ولي واقعيت داره : انسانهاي بي هدف مجبورند تمام عمر براي انسانهاي هدفمند کار کنند. 

بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ,حکايت سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختي نيست...

اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ :بر لوح شيشــــه ای قلبت بنويس يا تو و عشق، يا من و مرگ...

چارلي چاپلين به دخترش: تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده!

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 21:22  توسط نگار |